رفتن دلیل نبودن نیست
-
رفتن دليل نبودن نيست
-
در آسمان تو پرواز مي كنم
-
عصري غم گين وغروب غمگينتر در پيش
-
من بي زار از خود و از كرده خويش
-
دل نا مهربانم را به دوش مي كشم
-
تا آن سوي مرزهاي انظبا ، پنهان كنم
-
در اوج نيزارهاي پشيماني قبرهاي سياه و سر گردون
-
كه با ما از يك تايفه اند سلام مي گويم
-
تو با ور نكن اما من عاشقم
-
رفتن دليل نبودن نيست
-
در غروب آسمان تو شايد
-
در شب خويش تن چگونه بي تو گم شوم
-
تورا تا فردا تا صحر با خود مي برم
-
وبا ياد تو وعشق تو خواهم مورد
-
تو باور نكن اما من عا شقم
+ نوشته شده در چهارشنبه دوم فروردین 1385ساعت 1:2  توسط حسين ملكي
|
