من تمام هستیم را در نورد با سرنوشت
در تهاجم با زمان آتش زدم کشتم
من بهار عشق را دیدم ولی باور نکردم
یک کلام در جزوهایم هیچ ننوشتم
من تو مقصد ها پی مقصود های پوچ افتادم
تا تمام خوبها رفتندو خوبی ماند در یادم
من به عشق منتظر بودن تمام عشقم رفت
بهارم رفت عشقم مرد یارم رفت
+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم مرداد 1385ساعت 10:11  توسط حسين ملكي
|