تبليغاتX
كوير تشنه

كوير تشنه

كوير

  • من کویر تشنه کامم
  • مهلتم ده تا بیایم
  • جرعه یی ده تا بنوشم
  • آری آری من کویرم
  • ای خدای مهربانم
  • مهلتی ده تا بجوشم
  • از دل همچون کویرم
  • + نوشته شده در  جمعه بیست و ششم اسفند 1384ساعت 2:38  توسط حسين ملكي  | 

    خاطرات خوش بم

    • باز باران لطف خدا بر سر مردم بم خواهد بارید
    • باز کودکان خواهند خندید
    • باز نخلهای سر به فلک کشیده خواهند خندید
    • باز کودکان بر خود خواهند بالید
    • ای کاش باران سیل خداوند
    • هیچ وقت بر سر مردم بم فرود نمی آمد
    • کودکی دیدم نادر نایاب پر از تکاپو
    • غم را با بازيهاي كودكانه اشتباه گرفته بود
    • مهديه زير چشم با لبخند هاي كينه دار
    • غم مردم بم را به من نشان داد
    + نوشته شده در  جمعه بیست و ششم اسفند 1384ساعت 2:35  توسط حسين ملكي  | 

    • حشیار شدیم از این که هستیم
    • رفتیمو در میکده بستیم
    • باخود به سخن چنین نشستیم
    • ما باده نخورده ایمو مستیم
    • مسجد سر راه از آن گزشتیم برروی درش چنین نوشتیم
    • در میکده هم خدای بینی بامرد خدا اگر نشینی
    + نوشته شده در  جمعه بیست و ششم اسفند 1384ساعت 2:22  توسط حسين ملكي  | 

    قرن ما

    • قرن ما شاعر اگر داشت  هوا بهتر بود
    • خار هم کمتر نبود از گل بسا گل تر بود
    • قرن ما شاعر اگر داشت که کبوتر با کبو تر باز با  باز نبود شعار پرواز
    • وای بر ما که تصور کردیم عشق را باید کشت
    • در چنین قرنی که دانش حاکم است عشق را از صحنه دور انداختن
    • دیوانگیست درماندگیست شرمنگیست
    + نوشته شده در  جمعه بیست و ششم اسفند 1384ساعت 2:5  توسط حسين ملكي  | 

    معرفی خودم

    • میگویند نامم حسین است
    • ۱۸سال دارم
    • اهل تهران


    ادامه مطلب
    + نوشته شده در  جمعه بیست و ششم اسفند 1384ساعت 1:56  توسط حسين ملكي  |